شيخ ذبيح الله محلاتى

61

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

يا تهنيت گفتم از اين كلام مقصود تو چيست گفت اگر پسر من فوت شده است مر تعزيت بگو و اگر بفيض شهادت رسيده مرا تهنيت بگو گفتم بدرجهء رفيعه شهادت رسيده گفت براى او علامتى است آيا آن را ديدى گفتم جسد او از قبر بيرون افتاد مرغان گوشت بدن او را خوردند من استخوانهاى او را دفن كردم آن زن خوشحال شده گفت الحمد للّه پس خرجين را تسليم او كردم ديدم از ميان خرجين پلاسى و زنجيرى بيرون آورد گفت فرزند من شبها كه مىشد اين پلاس مىپوشيد و اين زنجير به گردن خود مىبست و با خداى خود مناجات مىنمود و آنچه را كه ديدى از خدا مسئلت مىكرد الحمد للّه كه دعاى او مستجاب شد . أقول : أبو قدامه كنيهء دو نفر است يكى محمد بن قيس الاسدى كه از اصحاب حضرت صادق عليه السّلام است و ديگر كنيهء حبة بن جوين العرنى « 1 » من خواص أصحاب امير المؤمنين عليه السّلام . ( مامقانى ) بانوئى كه أبان بن تغلب او را ديده و نيز در لئالى الاخبار از أبان بن تغلب كه از بزرگان أصحاب امام صادق عليه السّلام است حديث كند كه فرمود من بر زنى وارد شدم ديدم در پيش روى او پسرش روى به قبله است آن زن برخواست و چشمهاى پسر خود را بست و پاهاى او را بجانب قبله كشيد و با فصاحت تمام گفت : ( يا بنى ما الجزع فيما لا يزول و البكاء فيما ينزل غدا يا بنى تذوق ما ذاق أبوك و ستذوق من بعدك أمك و ان أعظم الراحة لهذا الجسد النوم و النوم أخ الموت فما عليك إن كنت نائما على فراشك او على غيره و ان غدا السؤال و الجنة و النار فان كنت من أهل الجنة فما ضرك الموت و ان كنت من أهل النار فما ينفعك الحياة و لو كنت اطول الناس عمرا و اللّه يا بنى لو لا ان الموت اشرف الاشياء لابن آدم لما أمات اللّه نبيه صلّى اللّه عليه و آله و أبقى عدوه ابليس .

--> ( 1 ) بضم العين المهملة و فتح الراء بعده النون و الياء كجبينه منسوب الى عرينة بن نذير بن قسر قبيله من بجيله